تبليغاتX
نفس تنگی / فرهاد حیدری گوران - نفس تنگی

نفس تنگی / فرهاد حیدری گوران

نقد و نظر و هر آنچه درباره ی رمان "نفس تنگی "است

 

 

                        <br/><a href="http://i33.tinypic.com/2d9wjtt.jpg" target="_blank">View Raw Image</a> 

 

 

نفس تنگي در سال 83 نوشته شد ، در ميانه ي آن روزان و شبان مالامال از درد و نا اميدي. فرود نفس هاي آخر را مي كشيد . باور كرده بودم كه دارد مي ميرد. فاني فاني ين فاني بطال بود. پايي در بيمارستان هاي سرد و بي روح  پايتخت داشتم و دستي در تنور داغ نوشتن. تا آخر همان سال كه دكتر ها همه " جواب" كرده بودند سيصد صفحه اي نوشته بودم . زمان فرود كه به سر رسيد ، آن صفحات هم ماند تا مهرماه 84 كه دوباره رفتم سراغش. شش هفت ماهي با كژال و غزال و كامران و دانيال و... زندگي كردم تا رسيدم به آنچه از آغاز مي خواستم. اسفندماه 84 كار تمام شده بود. از آن پس ديگر سر و كله زدن با واژگان بود و خيرگي به آن صفحه ي روشن. تکه هایی از آن را براي چند تن از دوستان خواندم به ويژه  آن دوست فرهيخته ي والانظر كه حضورش سراسر روشني است و ياران ديگر: رضا عامري، خليل درمنكي، هوشيار انصاري فر، مهدي دادخواه تهراني، مريم، مرتضي پورحاجي ، ر. حاتمي و... كه سپاسگذار حوصله و نقد و نظرشان هستم.

نزديك دو سال  انتظار كشيدم -  آن صبر ايوب كه گفته اند براي نويسنده ي ايراني سخت آشناست و گاه همان امر واقع است -  تا سرانجام كتاب به اين شمايل درآمد.وقتش است كمي هم از بدبختي هاي خودم بگويم. ده سالي مي شود كه روزنامه نگارم مثلا. شيره ي جانم را مكيده است اين كار طاقت فرسا كه انگار در داخايو گرفتار شده ای  يا تبعيدي زمستان سيبري هستي. هر بار از كنار ديوار اوين مي گذرم و مي روم به دركه تا هوايي تازه كنم واقعا فاصله اي ميان خودم كه اين طرف ديوارم با آنكه سر بر سياهي و سردي سلول آن طرف ديوار مي گذارد و تنها به نيروي روياهايش زنده است، نمي بينم. پنج سال سردبير نشريه ی "بن" بودم كه حقوق مادي و معنوي آن متعلق به مهندسان مشاورمعمار است. دريغ از رنجي كه بردم به پریشانی و ویلانی. با هر آنچه دريافتي ام بود در آن پنج سال ، يك متر زمین هم نتوانستم براي خود بخرم چه رسد به خانه و كاشانه. چه شب ها كه بر سر ويرايش و بازنويسي گزارش ها و مقالات مهندسان محترم سپري كردم و آخرش به بهانه اي و تمهيدي كه خود دانند و منافع شان، عذرم را خواستند. ما را با پروژه هاي بيست ميلياردي و بافت هاي فرسوده ي شهري كاري نبود كه كار خودشان بوده است اين تهران ناديدني و ويران؛ اين كلان شهر روستا نماي بي معماري. دو سال هم سردبير مجله " معماري و ساختمان" بودم كه آن هم حكايتي دارد پر از آب چشم . القصه، روزهايم سياه است از هدر روي زمان به دنبال خرج و برج خانه اي كه خانه ي هستي نيست و ويران است. شريك غم همه ي كارتن خواب هايم  و صد البته آرزومند خيالي راحت كه غم كلمات اقتصادي و تجارت جهاني و سفته بازي و تالار شيشه اي نداشته باشم در اينجا كه كار مي كنم و ظلمات است و هيچی به هیچی.

با این همه، خرسندم از آنكه نفس تنگي نام ونشان " آگه" اين ناشر بزرگ و درست كردار را با خود دارد. ساقي به نور باده برافروز جام ما...

 

و اما یکی دو نکته اصلاحی:

 

صفحه ی 112 از دست من و مصحح ارجمند در رفته است. دو غلط سهوی در این صفحه با کمال تاسف دیده می شود؛ نخست اینکه سطر سوم به این صورت درست است:

شرط می بندم حتی دو وجب با مدیرعامل قدم نزده است.

و ایضا سطر آخر: شرکت سهامی حنایی و شرکا اعلام ورشکستگی کرد.

                                          ***

 معرفی  نفس تنگی در نشریات و فضای وب :

 

          اعتماد ملی  (  پنج شنبه 7/9/87 )

همان‌طور كه پيش از اين شاعر و نويسنده جوان، فرهاد حيدري‌گوران وعده داده بود، اثر تازه‌اش كه به ماجراي بمباران شيميايي حلبچه مي‌پردازد، منتشر شد. اين رمان كه گوران عنوان "نفس تنگي" را براي آن برگزيده، در پنج بخش يا بند "قوس پنج و هفت"، "اروند مي‌ريزد به وب"، "گورستان مجازي"، "پژاره نكن پژاره نكن" و "زلا‌ن‌زلا‌ن" در 146 صفحه با شمارگان 2200 نسخه و بهاي 1800 تومان از سوي نشر آگه چاپ و منتشر شده است.

رمان نفس تنگي همان‌طور كه اشاره شد، ماجراي بمباران شيميايي روستاي زرده واقع در غرب كرمانشاه و حلبچه و مسائل حول و حوش آن را روايت مي‌كند كه مي‌توان گفت به نوعي ادامه تجربه خود نويسنده در رمان قبلي‌اش كتيبه‌خواني ويراني است كه در سال 1383 منتشر شده است. استفاده مناسب از كلمات و اصطلا‌حات بومي مردم كرد نيز در متن رمان، به باورپذيري و درهم‌تنيدگي بيشتر آن كمك كرده است.
فرهاد گوران در آن اثر براي نخستين‌بار در داستان‌نويسي فارسي، ساختار متفاوتي كه بر فضاي وب مبتني است را وارد رمان كرد كه از تصاوير و لينك‌ها براي ارائه روايت غيرخطي و چندگانه‌اش استفاده كرده بود. او بار ديگر چنين تجربه‌اي را در رمان نفس تنگي به كار گرفته كه اينترنت، كافي‌نت و وبلا‌گ‌نويسي در آن حضوري پررنگ دارد. ‌
فرهاد حيدري‌گوران پيش از اين كتاب‌هاي افسانه رنگ‌هاي دونادون( قصه - شعر - روايت: 1378) و كتيبه‌خواني ويراني( رمان:1383) را منتشر كرده است.

                                                                ***

 

تنفس در هواي مجازي رابطه‌ها

  روزنامه فرهنگ آشتی ( 23|9|87 )

فرهاد حيدري گوران در رمان اخيرش «نفس تنگي» مانند آثار قبلي‌اش وقايع و اتفاق‌هاي واقعي را وارد فضاي كارش كرده‌ و البته اين بار نيز آن را از فيلتر‌هاي ذهني‌ خود گذرانده ‌است.

ماجراي بمباران شيميايي { روستای باستانی زرده } ، دستمايه گوران در اين رمان است كه با آميختن آن با فضايي در هم تنيده و مجازي، پيوندي بين حوادث و شخصيت‌ها ايجاد كرده ‌است. اين رمان از پنج بند «قوس پنج و هفت»، «اروند مي‌ريزد به وب»، «گورستان مجازي»، «پژاره نكن پژاره نكن» و «زلا‌ن‌زلا‌ن» تشكيل شده ‌است.

«آن شب كه رفتم تو اينترنت و وبلاگ زلال زرده را ديدم تا صبح خوابم نبرد. مي‌داني كه من سر ساعت دوازده مي‌خوابم. قفسه شيرين شكر را مي‌برم توي پذيرايي. موبايلم را خاموش مي‌كنم و باتري ساعت را هم در مي‌آورم. تيك تيك عقربك‌ها از صداي سنگ آسياب هم بدتر است. نوشتم سنگ آسيا. طفلك شب و روزش شده سنگ آسيا. مي‌چرخد و مي‌چرخد روي آن تخت زيمبلي زمبو...»

در «نفس تنگي» نويسنده با تغيير راوي ، زاويه‌ديد و ايجاد تداعي‌ها، گستره‌اي وسيع‌تراز يك روايت‌ عادي را پيش چشم خواننده قرار مي‌دهد تا بدين شكل از تك‌خطي شدن داستان جلوگيري كند.

«مثلاً جشن تولدم است. اين نيم‌وجبي خال خالي هم حي و حاضر. نه اينكه بگذارمش توي فريزر، داخل يك شيشه الكل با مهر شركت. نه، با هم مي‌رويم شهر بازي. مي‌گويم نگاه كن خال‌خالي، روي كوه برف آمده. مي‌خزد و مي‌پيچد به ميله‌ چرخ و فلك. نوشته «هفت دور بچرخيد و جايزه بگيريد». كله معلق نشويم، جايزه پيشكش. سرم گيج مي‌رود. سر تو هم گيج مي‌رفت در آن دخمه...».

حيدري گوران علاوه بر تجربه‌هاي داستاني و شعري و انتشار آثاري چون « افسانه رنگ‌هاى دونادون»، «كتيبه خواني ويرانى» به حرفه روزنامه‌نگاري نيز مشغول است و همه اينها باعث شده تا اين رمان هم مانند آثار ديگرش از نثري روان و خواندني برخوردار باشد.

 

                                                                ***

پنجشنبه بازار كتاب | سایر محمدی

«نفس تنگى» كه از سوى نشر آگه به بازار آمد بايد يكى از رمان هاى خوب سال ۸۷ باشد. قطعاً در آينده از اين رمان بيشتر خواهيم شنيد...

 

                           ***

 

                                       نفس تنگي مردمان باستاني

                                   ( صفحه ی نگاه سوم - دنیای اقتصاد )

رمان «نفس‌تنگي نوشته فرهاد حيدري گوران » از سوي نشر آگه منتشر شد.


اين رمان در واقع روايت بمباران شيميايي زرده اين روستاي باستاني است؛ روستايي در غرب كشور و روي نقطه صفر مرزي. از اين رو زبان رمان هم انگار روي نقطه صفر نوشتار مي‌چرخد؛ تنوع لحن و چندگانگي فضاي روايت از مشخصه‌هاي اين رمان است.
از ديگر ويژگي‌هاي نفس‌تنگي، مي‌توان به ساختار مبتني بر فضاي وب آن اشاره كرد. اين نخستين رمان فارسي است كه نقش فضاي اينترنت و به خصوص نظريه Link (پيوندار) در آن برجسته شده است. رابطه مجازي آدم‌ها و راوي‌هاي رمان ما را با فضايي آشنا در داستان‌نويسي روبه‌رو مي‌كند كه فضاي هستي و زندگي در عصر رايانه و كافي‌نت و وبلاگ‌نويسي و ... است.


«در حياط اول، اشرف الواعظين در حال سخنراني بود، روي كاشي‌هاي لعابدار با گل بوته‌هاي اسليمي و ختايي.
دانيال گفت: اين هم شاه‌اسماعيل.
گفتم: نگاه كن به ناصرالدين شاه.
گفت: چشم‌هاي خسروپرويز از حدقه درآمده.
گفتم: چشم مي‌خواهد چه كار.
بعد شمايل امين‌السلطان بود و آغامحمدخان و اشك اول و بهرام و قباد و شاه‌عباس و منصوربن عبدالملك روي كاشي‌هاي ديوارهاي حياط ‌اول، همه با موهاي سياه و تمام‌رخ.
دماغ آغامحمدخان قاجار كنده شده بود.
يكي از كارگرها گفت: خودم براش مي‌سازم.
{ گزيده‌اي از متن كتاب «نفس‌تنگي» بند نخست: قوس پنج و هفت }

                                   ......

          

پايگاه اطلاع رساني قربانيان سلاح هاي شيميايي:

داستان بلند «نفس‌تنگي» با موضوع بمباران شيميايي زرده به قلم فرهاد حيدري گوران به چاپ رسيد.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني قربانيان سلاح هاي شيميايي به نقل از ايسنا اين رمان، روايت دو دانشجوي اهل زرده از فاجعه بمباران شيميايي آن روستا در سال 1367 است.
از ویژگی‌های رمان نفس‌تنگی، ساختار مبتنی بر فضای وب آن است. این نخستین رمان فارسی ست که نقش فضای اینترنت و به‌خصوص نظریه‌ Link (پیوندار) در آن برجسته شده است. رابطه‌ مجازی آدم‌ها و راوی‌های رمان، ما را با فضایی آشنا در داستان‌نویسی روبه‌رو می‌کند که فضای هستی و زندگی در عصر رایانه و کافی‌نت و وبلاگ‌نویسی و... است
«نفس‌تنگي» در پنج بند شامل: قوس‌ پنج ‌و هفت، اروند مي‌ريزد به وب، گورستان مجازي، پَژاره نكن پَژاره نكن و زَلان زَلان نوشته شده و در 145 صفحه و شمارگان 2200 نسخه از سوي انتشارات آگه به چاپ رسيده است.
زرده روستايي است در نقطه‌ مرزي ايران و عراق كه در تيرماه سال 1367 بمباران شيميايي شد و صدها نفر از اهالي اين روستا جان باختند. راويان اين رمان هريك از منظر نگاه خود به اين واقعه رجوع مي‌كنند و آن را به‌ ياد مي‌آورند.


                                                                     ***

 

از وبلاگ نسل تنها

                   اين كتاب را بخوانيد

دو خواهر از سرزمین غرب ،از یکی از زیبا ترین جاهای ایران،از کردستان و کرمانشاه ، با کوله باری از زخم ، ازتاول های بمباران شیمیایی و باتوم های برقی آن تیر ماه داغ دانشگاه تهران ، داستان تنهایی و خستگی نسل مارا به زیبایی روایت می کنند در کتاب نفس تنگی نوشته فرهاد حیدری گوران.

کتاب را حتما بخوانید انتشارات آگاه به تازگی منتشرش کرده و در این وانفسای کتاب و فرهنگ هوای تازه ایست که می تواند هنوز امیدوارت کند که گشتی در کتاب فروشی بزنی.

از فضای غریب اما ایرانی و آشنای داستان بسیار لذت خواهید برد

نفس تنگی ،نوشته فرهاد حیدری گوران ، نشر آگه را حتما بخوانید .

                       ***

 «نفس تنگي»، روایت يك فاجعه تاريخي و مغفول است

 ایبنا - پروانه توکلی  : رمان «نفس تنگي» كه آذر امسال توسط نشر "آگه" وارد بازار كتاب شده، روايتي از بمباران شيميايي روستاي "زرده" (در نزديكي مرز ايران و عراق) در سال ۶۷ است. فرهاد حیدری گوران درباره این کتاب می‌گوید: متاسفانه تا کنون به بمباران شیمیایی روستای زرده توجه نشده. «نفس تنگي»، روایت این فاجعه تاريخي و مغفول است.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، گوران، با بيان مطلب بالا درباره ویژگی‌های رمان «نفس تنگي» اظهار داشت: روستاي زرده و جناياتي كه در آن  اتفاق افتاده است، شايد كمتر براي ذهن‌ها آشنا باشد. در بمباراني كه سال ۶۷ دراين روستا  اتفاق افتاد، ۱۵۰۰ نفر يا جان باختند و يا به بيماري‌هاي پوستي خطرناك مبتلا شدند.

اين نويسنده در ادامه درباره شخصيت‌پردازي و محتواي رمانش كه در قالب و شكلي جديد در حال و هوايي امروزي و با توجه به نقش اينترنت و فضاي وب در جهان امروز خلق شده است، توضيح داد: نفس تنگي سه راوي دارد با نام‌هاي كژال، غزال و رباب كه هرسه دانشجوي ادبيات در تهران هستند و وبلاگ‌نويسي مي‌كنند.

گوران ادامه داد: آنها هركدام به صورت عيني و ذهني به سراغ اين رويداد مي‌روند و آن را مي‌نويسند. 

نويسنده «نگاه كن به صفحه‌كليد»، درباره اهميت این رمان به لحاظ پرداختن به موضوعي تاريخي در مقاطع حساس جنگ ايران و عراق خاطرنشان كرد: نفس تنگي با استناد به يك فاجعه تاريخي تقريبا ناديده انگاشته شده و از نظر دورمانده، روايت شده است.

وي با بیان اينكه «نفس تنگي» اولين رمان فارسي است كه ساختاري با توجه به فضاي وب و نقش اينترنت دارد، گفت: ساختار اين كتاب بر فضاي وب مبتني است و نظريه پيوندار (لينك) در آن مطرح شده است و از اين حيث، به‌نوعی روايت هستي روزمره ما نيز محسوب می‌شود.

اين داستان‌نويس و شاعر به كار بردن گويش محلي كردي، به‌ویژه در فصل اول اين كتاب را از ويژگی‌های ديگر آن برشمرد.

حيدري گوران نويسنده و شاعری ۳۵ ساله است. كتاب‌هاي "افسانه رنگ‌هاي دونادونگ" و "تاريكخانه ماريا مينورسكي" از دیگر آثار او هستند.
 
 
 
                 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 11:45  توسط فرهاد حیدری گوران  |