تبليغاتX
نفس تنگی / فرهاد حیدری گوران

نفس تنگی / فرهاد حیدری گوران

نقد و نظر و هر آنچه درباره ی رمان "نفس تنگی "است

 

عليرضا فراهاني - ( این مطلب در اعتماد ملی منتشر شده است ) گاهي از تعدد و انبوه نويسندگان پايتخت‌نشين با زبان معيار رايج در زندگي شهري چون تهران که درصد بالايي از آثار منتشر شده در عرصه‌هاي مختلف ادبيات را از آن خود دارند، فراموش مي‌شود که در ديگر نقاط کشورمان نيز نويسندگان توانمندي حضور دارند که با استفاده از زبان و فضاي موقعيت جغرافيايي خود آثاري را در گونه‌هاي مختلف ادبي مي‌آفرينند و در اکثر مواقع از آثار نويسندگان برخوردار از امکانات مرکزنشيني نيز، والاتر و ماندني‌تر مي‌شوند. در سال‌هاي اخير ادبيات ما، اين مساله پررنگ‌تر شده و به تناوب شاهد آن بوده‌ايم که شاعران و داستان‌نويسان حاضر در شهرستان‌ها در زمينه‌هاي کاري خود آثاري آفريده‌اند که نه تنها در حيطه حضور خود موثر بوده‌اند که توانسته‌اند بر روند حرکتي جريان‌هاي مختلف ادبي نيز تاثيرگذار باشند. در عرصه ادبيات داستاني اين مساله بيشتر نمود داشته و در چند سال گذشته ديده‌ايم که داستان‌نويس‌هاي شهرستاني توانسته‌اند چه در زمينه داستان کوتاه و چه در زمينه رمان چند اثر درخور توجه خلق کنند. يکي از اين آثار که به تازگي از سوي نشر آگه به بازار نشر روانه شده رماني است با نام «نفس‌تنگي» که به قلم فرهاد حيدري گوران به رشته تحرير در آمده است. رماني که در آن زبان کردي در کنار زبان معيار رايج توانسته فضايي را به‌وجود آورد که به نوعي طرد عادت از زبان کرده است. دوگانگي زباني در اين اثر به گونه‌اي است که خواننده آن در کمتر جايي از اثر احساس جداافتادگي زباني مي‌کند. همنشيني زبان کردي و معيار به‌صورتي در اين رمان طرح‌ريزي شده که از همان ابتدا مخاطب ضرورت ورود زبان کردي را از حيث شخصيت‌پردازي نويسنده بر شخصيت‌هاي رمان احساس مي‌کند. «نفس‌تنگي» روايتگر موقعيت‌ها و اتفاقات گوناگون در زمان‌ها و مکان‌هاي مختلف است. روايتگر آدم‌هايي که از اصالت خود رها شده و با سرگرداني در کلاف سردرگم غربت از يکسو با خاطرات کودکي خود نفس مي‌کشند و از سويي ديگر با رها شدگي در دنياهاي مجازي به دنبال سايه‌هاي گمشده‌شان مي‌گردند. حيدري گوران در رمانش زندگي دو دختر کرد را به نمايش مي‌گذارد که يکي از آنها زخم خورده بلاياي جنگ هشت ساله است که گرفتار گازهاي خردل شده و ديگري نيز زخمي اتفاقات نابهنجار زندگي امروز است. دختراني که با ورود به دنياي مجازي اينترنت روايت زندگي انسان‌هاي ديگر را مي‌خوانند و تجربه مي‌کنند. نويسنده نفس‌تنگي توانسته با اجازه دادن به دو شخصيت اصلي روايت خود ( گژال و رباب ) براي وارد کردن خواندني‌هاي اينترنتي‌شان به فضاي داستان، آنها را در پرداخت زيربناي روايت رمان خود شريک کنند. با اين اتفاق خواننده در نفس‌تنگي با چند روايت جدا از هم روبه‌رو مي‌شود که در کليت اثر از يکديگر حمايت مي‌کنند. رفت و آمدهاي روايي که ميان گذشته و حال شخصيت‌هاي اصلي صورت مي‌گيرد و در سويه‌اي ديگر ميان اين دو و روايت‌هاي خوانده شده از اينترنت كه توسط شخصيت‌ها انجام مي‌شود موجب شده که خواننده با سيالتي در متن مواجه شود که فضاهاي ذهني او را مدام جابه‌جا مي‌کند.
فرهاد حيدري گوران در «نفس‌تنگي» از يک حيث ديگر نيز موفق بوده و آن اينکه به لحاظ ساخت بافت اجتماعي رمان توانسته فضايي را در زيربناي اثرش به‌وجود آورد که براي خواننده ملموس و قابل درک است.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 13:37  توسط فرهاد حیدری گوران  |