تبليغاتX
نفس تنگی / فرهاد حیدری گوران

نفس تنگی / فرهاد حیدری گوران

نقد و نظر و هر آنچه درباره ی رمان "نفس تنگی "است

 

 

                                                     فرهنگ آشتی؛ اهالی قلم از کتاب‌های خواندنی می‌‌‌گویند


  مجتبی ویسی ؛ شاعر . مترجم: رمان «نفس‌تنگي» نوشته فرهاد حیدری گوران از ديگر كتاب‌هايي است كه اين روزها خوانده‌ام. به نظرم نويسنده نسبت به دو كتاب قبلي‌اش پيشرفت‌ محسوسي داشته است. در "نفس تنگي» هم با مؤلفه‌هاي بومي سركار داريم (و زبان خاص كه كردي‌ است) و هم با عناصر مدرن مانند كامپيوتر و اينترنت.

از ويژگي‌هاي تكنيكي اين رمان مي‌توان به وجود چند راوي در داستان اشاره كرد، همچنين به جملات كوتاه، ريتم تند و تعليقي كه به خوبي ايجاد شده‌ است. همه اينها فضايي در هم تنيده به وجود مي‌آورد و اسطوره را به جهان معاصر وارد مي‌كند. اين عوامل در كتاب "نفس تنگي» كاركرد داستاني پيدا كرده‌ است و همين امر خواندن اين كتاب را لذت بخش مي‌كند.

                   

                                    ***

 

                                آگاهي تاريخي و تجربه روايي     

 رضا عامري

     

 

 

روايت <نفس تنگي> محصول جنگ، معاملا‌ت سودايي، روابط كالا‌يي، اقليت‌گريزي، مركزگرايي و فضاي خفگي است و همه چيز را به عصايي تبديل مي‌كند ‌فرعوني... تا ما را به سوي اسطوره‌هاي كهن و زخم‌هاي اعماق و شرارت‌هاي تاريخي ارجاع دهد. <نفس تنگي> تاريخ انسان‌هايي است ‌كه كمتر فرصت ابراز وجود يافته‌اند و به اين معنا نه تاريخ حيات آدمي كه تاريخ سركوب‌ها و قلع و قمع‌ها و جراحت‌ها و خفت تاريخ و سطوت قدرت و شبح جنگ است .

و در چنين پس‌زمينه‌اي است كه ما با زندگي كژال، غزال و با خانواده حقوقي، با سرنوشت عمو و همچنين با جزئيات شركت حنايي و شركا آشنا مي‌شويم و زندگي‌اي كه انگار بر اثر اين ناملا‌يمات، امكانات رمانتيك خود را از دست داده، به شكلي تراژيك از سوي نويسنده عرضه مي‌شود؛ قصه‌اي درباره قصه كه نقاط خفي و خلا‌ءهاي زيادي دارد كه بايد توسط مخاطب خوانده شود؛ نقاط و حقايقي كه با كوري و تعصب و استبداد تاريخي گره خورده‌اند. اين ويژگي‌ها خالق تجربه‌اي نوشتاري شده كه كمتر اثري به ويژه از زاويه نگاه به اقليت‌ها و جنگ در ادبيات ما از آن سبقت گرفته است. اين مقوله‌ها در تبلور اين روايت جايگاه مهمي را دربرمي‌گيرند و موجد آن احساس عامي مي‌شوند كه شكست‌هاي روزگار بر وجدان انسان امروز حك كرده و باعث شده است كه ما طرق تعبير خود را از واقع دوباره‌سازي نماييم و به نوعي خبرگي معاصر از فهم جهان دعوت شويم. ‌


 


ادامه
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 16:27  توسط فرهاد حیدری گوران  | 

 

 


                           كژال همان غزال است

علي طجوزي


نفس‌تنگي نام رماني برگرفته از فضاهاي روزمره زندگي و طنز توالي تاريخي آن است.گوران در چند جاي داستانش با اشاره به ماريا مينورسكي يكي از شخصيت‌هاي اصلي كتاب قبلي‌اش «كتيبه‌خوان ويراني» كه در آن كتاب او در رودخانه غرق مي‌شود و در اين داستان از رودخانه سر برون مي‌آورد و حرف‌هايي مي‌زند، به اين مساله اشاره مي‌كند.

گوران با تكيه بر طنز توالي تاريخي در روايتش به گونه‌اي خواننده را به شخصيت‌هاي قصه‌اش معرفي مي‌كند. در واقع نويسنده كاري به اينكه در زواياي پنهان شخصيت‌ها چه مي‌گذرد ندارد. مي‌توان اين گونه نيز بيان كرد كه او مواد خام از زندگي افراد را در اختيار خواننده مي‌گذارد تا خود او جمله‌هايش را بسازد و جهت بدهد. در داستان ما با افرادي روبه‌رو هستيم كه متعلق به فرهنگ و آيين كهن كردها هستند. كرد بخشي از هويت تاريخ ايران است و راوي‌ برشي از زندگي آنان را در خلال سال‌هاي جنگ و اثرات آن بر زندگي آنها روايت مي‌كنند.

 

 


ادامه
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 15:42  توسط فرهاد حیدری گوران  | 

 

 

          گفت و گوي روزان با فرهاد حیدری گوران نویسنده رمان نفس تنگی

مجال نوشتن لحظه‌اي از اين تاريخ را هم ندارم
گفت و گو: علیرضا بهنام
 
 
                                               روی جلد «نفس تنگی»
                              
فرهاد حیدری گوران از جمله نویسندگانی است که در سال های اخیر اصرار خود را بر کار در فضای تجربی داستان نویسی نشان داده است. ازنوشتن رمانی چند ژانری به نام افسانه رنگ های دونادون تانگارش رمانی با نام تاریکخانه ماریا مینورسکی در فضای وب همه نشان دهنده تنگی قالب داستان نویسی سنتی برای گوران و علاقه او به استفاده ازامکان های جدید دراین ژانر ادبی است.نفس تنگی جدیدترین رمان این نویسنده است که ماجرای آن میان دهکده مرزی زرده در مرز ایران و عراق و تهران می گذرد. به بهانه این اثر که سومین رمان این نویسنده 35 ساله است با او به گفت وگو نشسته ایم که حاصل این گفت و شنید در ادامه می آید.


آقای گوران این سومین رمانی است که درفضای میان فرهنگ کردی وفرهنگ رسمی فارسی می نویسید فکر می کنید دلیل باقی ماندن شما در این فضا چه باشد؟

دونادون و كتيبه خوان هر كدام تجربه‌هايي بوده است ناقص به اين مفهوم كه اولا از نظر نشر، بخش عمده‌اي از دونادون یعنی "كتاب دوم ؛ رنگ نام‌ها" هرگز منتشر نشد، این بخش 100 صفحه بود با يك فضاي همگاني تر بر خلاف بخش اول كه بيشتر حديث نفس بود. كتيبه خوان ویرانی هم يك نسخه اوليه داشت كه من براي اجرا در فضاي وب نوشته بودم بعدها به اين نتيجه رسيدم كه همان را به صورت يك قصه بلند بنويسم آنچه از آب درآمد به نظرم خيلي با ايده ي اوليه فاصله داشت بنابراين سرگذشت اين دو كتاب به علايق و ايده هاي ذهني خودم نزديك نبود و بيشتر به فاجعه‌اي در كار نوشتاري‌ام شبیه است. در اين فاصله از 82 تا 87 من بيش از 30 قصه و دو رمان ديگر نوشته‌ام ولي هيچ اميدي به انتشارشان ندارم در اين ميان "نفس تنگي" تنها کاری بودکه اميد به نشرش قوي‌تر از بقيه به نظر مي‌رسيد.
دليل بومي نویسی دراین اثر اين است كه تاريخيتي كه من در اين فضاي بومي مي‌شناسم چنان قابليت و گستره‌اي دارد كه حتي اگر قائل به دونادون باشم و فكر كنم هزار دون ديگر هم در اين كره خاكي زندگي خواهم كرد باز مجال نوشتن لحظه‌اي از اين تاريخ را هم ندارم بخشي از اين تاريخ عملا سركوب شده است چه در متن‌هاي آييني و چه در گستره ي فرهنگي. بخشي به صورت متاخرتر مربوط به دو سه دهه اخير مي‌شود كه تجربه ي زيستي من هم در اين سه دهه بوده كه آميخته با جنگ و فضاي عصبي و ريتم تند آن است بنابراين در همه اين رمان‌هاي اخير نگاهي به اين وضعيت عصبي داشته‌ام.

                      

ادامه
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 15:4  توسط فرهاد حیدری گوران  |